طراحی الگوی تأمین منابع آموزش و پرورش تراز جمهوری اسلامی ایران بر مبنای مشارکت مردمی
- رشته تحصیلی
- مدیریت آموزشی
- مقطع تحصیلی
- دکترای تخصصی
- تاریخ دفاع
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۹
- چکیده
-
تأمین منابع در آموزش دولتی در چند دهه اخیر، عصر پیچیدگی و عدم اطمینان، همواره یکی از مسائل چالشی در تعلیم و تربیت رسمی کشورها بوده است. باوجود تخصیص منابع دولتیِ بیشتر، عدمکفایت این منابع برای تأمین آموزش سبب شد رفتهرفته نقش بازار و بخش خصوصی در حوزه تعلیم و تربیت پررنگ شود تا جایی که برای جلوگیری از نواقص بازاری شدن آموزش و همچنین تأمین بهینه آن، طرحهایی بر مبنای انتخاب مدرسه توسط والدین با مکانیسمها و ابزار متنوعی از مشارکت بخش خصوصی و دولتی مانند ارائه کوپنهای آموزشی و انعقاد انواع قراردادها با بخش خصوصی (در قالب کمکهای خیرخواهانه) مطرح شد تا درصحنهای رقابتی میان مدارس، کیفیت آموزش تضمین شود. در ایران نیز برای تأمین نهاد آموزش برخی طرحهای کوتاهمدت طراحی و اجرا شد ولیکن با تصویب قانون مدارس غیرانتفاعی پس از جنگ تحمیلی، غالباً تاکنون مشارکت مردمی با توسعه مدارس غیردولتی پیگیری شده است.
برای طراحی الگوی تأمین مشارکتی آموزشوپرورش تراز جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با سایر کشورها، انجام پژوهشی در راستای تنوعبخشی به منابع مالی بر مبنای اسناد بالادستی نظام آموزشوپرورش و ارائه راهکارهایی برای رفع موانع تحقق مشارکت و یا برطرف کردن کاستیهای مدارس غیردولتی و تأمین بهینه آموزش قابلتصور بود. در این نوع نگاه سرمایه اقتصادی بنیان تأمین تمام منابع اعم از کالبدی، انسانی، اطلاعاتی و … به شمار میرود؛ اما این پژوهش با نگاهی دیگر و با تأکید بر نهاد مدرسه بهعنوان بنیادیترین رکن نظام آموزشوپرورش به دنبال سازکارهایی است که فارغ از نگاه موجود، با بررسی روابط بین کنشگران نهاد آموزش در مواجهه با آن و در نظر گرفتن موانع تحقق مشارکت که رفتهرفته سبب شده عرصه برای نگاههای تأمین بازاری این نهاد بهعنوان مشارکت بخش غیردولتی فراهم آید، الگوی تأمین مشارکتی را طراحی کند. الگوی برآمده از این نگاه با توجه به ظرفیت تمدن اسلامی در پاسخگویی به ابعاد گوناگون تعلیم و تربیت و با رعایت حدودوثغور معین در اسناد بالادستی کشور شکلگرفته است و با تغییر در حکمرانی نهاد مدرسه، بستری ارائه میدهد که مسئله مالی بهعنوان چالشیترین مسئله در حوزه تعلیم و تربیت قلمداد نشده و با توجه به ظرفیتهای مردمی در جوامع راههای متنوعی برای تأمین نهاد مدرسه قابلتصور میکند. بدین منظور برای کسب بینش تاریخی از مبنای مشارکت در میان مسلمانان در مواجهه آنان با نهاد آموزش در ادوار تاریخی، به منابع تاریخ آموزش ایران مراجعه و برای فهم بهتر آن با بررسی این مورد در کشور آمریکا بهعنوان موردی با حداکثر تفاوت به تاریخ نهاد آموزش در آمریکا رجوع شد. سپس برای شناسایی وضع موجود، موانع مشارکت با روش تحلیل محتوای کمی پژوهشهای پیشین و تحلیل مضمون مصاحبه نیمه ساختاریافته از مطلعان کلیدی استخراج شد. در گام بعد با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی ظرفیتهای قانونی و نهادی ایران با محوریت مشارکت در اسناد بالادستی پرداخته شد. نهایتاً برمبنای بینش تاریخی بهدستآمده از فاز اول و مصاحبه با ۱۵ مدیر آموزشی که موافق مدیریت مشارکتی در مدرسه بودند و تحلیل مضامین آن، سازکارهای مدیریتی برای بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی شناسایی شد. یافتههای پژوهش نشان داد مدیر لازم است بهدوراز نقشهای سنتی برای راهبری مشارکت و تأمین نهاد مدرسه از سازکارهای آگاهسازی، ظرفیتسازی، فرصت سازی، فضاسازی و نهادسازی با رعایت اصول رفتاری چون شایستگی محوری، اخلاق محوری، استقلال در عین ارتباط و ارزش محوری بهرهمند گردد. لذا با توجه به یافتههای پژوهش میتوان گفت الگوی تأمین منابع نهاد مدرسه در ایران الگویی مردمی است و نه الگویی دولتی با ساختار جدید. برای تحقق حداکثر نظام آموزش مردمی نیاز به قدرت و ظرفیت بالای نظام حاکمیتی در اداره و هدایت آموزشوپرورش است. لذا پیشنهاد می شود به انجام پژوهشهایی در سطح سیاستگذاری نظام و طراحی راهبردهای کلان در سطح جامعه به سمت آموزش مردمی وجود دارد تا نقش آموزشوپرورش بهعنوان راهی برای حاکمیت سیاسی و ارزشی موردپسند جامعه ایران مشخص شود.
واژههای کلیدی:
تأمین منابع، آموزشوپرورش، مشارکت مردمی، نهاد مدرسه، الگوی مردم بنیان