تبیین الگوی پارادایمی نقش مدیران آموزشی در فرایند توسعه فرهنگی
- رشته تحصیلی
- مدیریت آموزشی
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- تاریخ دفاع
- ۱۳ مهر ۱۳۹۸
- چکیده
-
هدف پژوهش حاضر، تبیین الگوی پارادایمی نقش مدیران آموزشی در فرایند توسعه فرهنگی و همچنین شناسایی عوامل و شرایط اثرگذار در فرایند توسعه فرهنگی از نظر هویت ملی- دینی، نظم و انسجام اجتماعی، کالاها و خدمات فرهنگی و تعاملات فرهنگی بین المللی بود. روش پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام دار استراوس کوربین بود که با ابزار مطالعه اسناد و منابع کتابخانه ای و نیز مصاحبه هدفمند نیمه ساختاریافته و یادداشت های میدانی اجراء شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل مدیران و صاحبنظران با تجربه اجرایی و پژوهشی در سال تحصیلی 97-1398 بود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی بود و تا رسیدن به حد اشباع نظری، موردبررسی قرار گرفت. به این منظور 12 مصاحبه هدفمند نیمه ساختاریافته با مطلعان اثرگذار انجام شد. جهت اطمینان از اﻋﺘﺒﺎر یافته ها از معیارهای ﭼﻬﺎرﮔﺎﻧﻪ ﮔﺎﺑﺎ و ﻟﻴﻨﻜﻠﻦ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. در این راستا برای بررسی ﺑﺎورﭘﺬﻳﺮی یافته ها از دو روش ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺸﺎرﻛﺖﻛﻨﻨﺪﮔﺎن و ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻤﺘﺎﻳﺎن اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. در رابطه با قابلیت اﻧﺘﻘﺎلﭘﺬﻳﺮی از روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔﻴﺮی ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﻴﺎر اﻃﻤﻴﻨﺎنﭘﺬﻳﺮی در آخرین مرحله از روش مثلثسازی نظریه استفاده شد و جهت رﻋﺎﻳﺖ ﻣﻌﻴﺎر ﺗﺎﻳﻴﺪﭘﺬﻳﺮی از روش ﻧﮕﺎرش ﻳﺎدداﺷﺖﻫﺎی ﺗﺎﻣﻠﻲ ﻛﻪ در ﺣﻴﻦ انجام مصاحبه و یا پس از مکتوب ﻛﺮدن ﻣﺘﻦ ﻛﺎﻣﻞ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار داﺷﺖ، ﺑﻬﺮه ﮔﻴﺮی ﺷﺪ. تجزیه وتحلیل دادهها نیز در سه بخش، کدهای باز، محوری و منتخب صورت گرفت. یافته¬های پژوهش در قالب209 کد باز، 58 کد محوری، 19کد منتخب و 5 مضمون دسته بندی شد که در ذیل عنوان عوامل علّی، پدیده پژوهش، عوامل زمینه ای، عومل مداخله گر، راهبردها و پیامدها قرار گرفت و در نهایت در قالب یک الگوی پارادایمی طراحی شد. الگوی نقشی نشان داد مدیران آموزشی در فرآیند توسعه فرهنگی دو گونه ایفای نقش می کنند؛ مدیریت فرهنگی و رهبری فرهنگی. در جایگاه مدیریت فرهنگی آنان ایفاگر نقش های اجرایی ( شامل نقش مراوده ای، تسهیل گری، چانه زنی، دیده بانی فرهنگ، آسیب شناسی فرهنگ، نقّادی فرهنگ و فضاسازی فرهنگی، کنترل کننده و اصلاح کننده فرهنگی) و نقش های ساختاری( شامل برنامه ریزی و تصمیم گیری استراتژیک، نظارت استراتژیک، مهندسی فرهنگی) هستند. مدیران آموزشی در جایگاه رهبری فرهنگی نیز ایفاگر نقش های محتوایی شامل نقش های شوق آفرینی فرهنگی و آفرینش چشم انداز فرهنگی هستند. مهم ترین شرایط علّی اثرگذار بر نقش آفرینی مدیران شامل اقدامات تحقق هویت ملی و مصرف کالاهای فرهنگی می باشد. اقدامات مربوط به تحقق هویت عبارتست از معرفت افزایی دینی، معرفت افزایی با تاکید بر هویت دینی تقویت احساس غرور و افتخار ملی و هم چنین معرفی خرده فرهنگ ها و افتخارات قومی و. اقدامات مربوط به مصرف کالای فرهنگی در سه دسته توسعه نگرشی( جوسازی فرهنگی با برپایی نمایشگاه ها و جشنواره های آیینی برگزاری (بازدید) اردوهای فرهنگی) ، عملی(الگوبخشی مدیران، تعلق پذیری فرهنگی بر اساس نمادهای ارزشی،) و شناختی(ارائه آموزش در راستای استفاده از کالاهای فرهنگی) قرار می گیرد. عوامل زمینه ساز شناسایی شده در این تحقیق نیز در دو دسته کلی قرار میگرند: مسائل برون سازمانی (شامل ویژگی های فرهنگی جامعه) و مسائل درون سازمانی شامل عوامل انسانی(ویژگی فردی مسئولان مدرسه و نقش الگویی آنان)، عوامل مادی (مواد و محتوای آموزشی مناسب)و عوامل ساختاری(الگوی ارتباطی مدرسه با محیط بیرونی(پیوند فرهنگی)، نحوه مدیریت، مدیریت مصرف، برنامه ریزی راهبردی فعالیت های فرهنگی مدرسه، تعادل بین کارکردهای فرهنگی و آموزشی مدرسه، وحدت استراتژیک عوامل اجرایی مدرسه با دانش آموزان، توسعه و توانا سازی مسئولان مدرسه و وجود عوامل انگیزشی ) .عوامل مداخله گر شناسایی شده نیز در دو دسته کلی مسائل برون سازمانی (شرایط فرهنگی اجتماعی حاکم بر جامعه، وجود رسانه های اجتماعی ضد فرهنگ و ایجاد شکاف فرهنگی در فضای جامعه) و نارسایی های درون سازمانی شامل عوامل انسانی (تاثیر علائق و نظرات شخصی مدیران، ویژگی های فردی مسئولان مدرسه، محدودیت های کمّی و کیفی نیروی انسانی، مشکل در درک اسناد بالا دستی سازمان و عدم درک دغدغه های فرهنگی)، عوامل ساختاری(فقدان سیاست گذاری مناسب جهت تعامل علمی فرهنگی از سوی سازمان آموزش و پرورش، کم توجهی سازمان آموزش و پرورش به اولویتهای فرهنگی، تمرکز ساختاری زیاد در سازمان آموزش و پرورش، عدم نظارت کافی در سازمان فقدان سیاست های تشویقی مناسب در سازمان، اشکالات موجود در تنظیم شرح وظایف، فقدان برنامه ریزی و چشم انداز فرهنگی در سطح مدارس، نحوه و سبک مدیریت و عدم همسویی بین عوامل اجرایی مدرسه و خانواده ها (مشکلات هماهنگی)) و عوامل مادی(محدودیت مالی در مدارس، کمبود زمان با توجه به حجم محتوای آموزشی و فقدان محتوا و روش های جذاب آموزش فرهنگی) است. راهبردها و اقدامات شناسایی شده مربوط به درونی سازی نظم اجتماعی و گسترش تعاملات فرهنگی است. اقدامات مربوط به درونی سازی نظم اجتماعیدر دسته کلی (فرهنگسازی)در 5 طبقه (جامعه پذیری سازمانی، جامعه پذیری اجتماعی، آموزش غیرمستقیم (تجربه عملی)، غنای محیطی و نمادسازی محیطی) قرار می گیرد. مهم ترین راه کارهای مدیران آموزشی در خصوص گسترش تعاملات فرهنگی (بینالمللی) در دو دسته کلی تعامل مستقیم و تعامل غیر مستقیم جای گرفته اند. تعامل مستقیم شامل (تعامل مستمر با خانواده دانش آموزان، تعامل با سازمان های فرهنگی بالا دستی، تعامل با سازمان های همکار محلی و تعامل با سازمان های همکار دور) و تعامل غیر مستقیم، شامل مطالعه وضعیت مدارس پیشرفته جهان (آموزش و پرورش تطبیقی) است. چنین نتیجه گیری می شود علی رغم رسالت مدیران مدارس در انتقال علم و علم آموزی به فراگیران نقش آنها در فرایند توسعه فرهنگی و فرهنگ پذیری خطیر و چندگانه است که باید مطمح نظر آنان، مدیران و عوامل بالا دستی نظام آموزشی باشد.
واژگان کلیدی:
نقش مدیرآموزشی، فرآیند توسعه فرهنگی، هویت ملی و بومی، نظم و انسجام اجتماعی، کالاها و خدمات فرهنگی، تعاملات فرهنگی، هویت پذیری